منصور سيد سجادى

83

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

نيز به تبعيت از استخرى و جيهانى خراسان را نام اقليمى مىداند كه حد شرقى آن نواحى سيستان و هند است 111 و از مغرب به بيابان غز و نواحى گرگان مىرسد و اين در حالى است كه خراسان از شمال به ماوراء النهر و بخش‌هايى از سرزمين تركان واقع در پشت ختل محدود مىشده و حد جنوبى آن به بيابان فارس و كومش تا نواحى جبال ديلم يا گرگان و طبرستان و رى مىرسد 112 . ابن حوقل همهء اين مناطق را در يك اقليم 113 جمع كرده و ختل را به ماوراء النهر پيوند مىدهد ؛ زيرا اين ختل ميان رودهاى و خشاب و خرياب جريان دارد 114 . چنان‌كه ديده مىشود ، آشفتگىهاى بسيارى در تعيين مرزهاى جغرافيايى خراسان و ماوراء النهر و ساير نواحى متعلق به اين دو بخش بزرگ وجود دارد كه اجازهء ترسيم يك نقشهء دقيق و جداگانه از خراسان و ماوراء النهر را نمىدهند و ظاهرا مقدسى به اين نكته خوب واقف بوده و از اين جهت مىنويسد با آنكه نقشهء خراسان و ماوراء النهر را جداگانه ترسيم كرده اما او كليهء مشرق ( خراسان و ماوراء النهر ) را يك بخش در دو سوى جيحون مىداند . وى ادامه مىدهد كه اگر كسى پرسد چرا دو سوى رودخانه را با يك نام ( خراسان ) خوانده‌اى ، پاسخ مىدهم كه از مرزهاى قومس تا رود طراز را خراسان مىنامند 115 و به همين ترتيب در پاسخ مدعى مىگويد كه اگر ما سگستان را سرزمينى جداگانه ( از خراسان ) مىناميديم ، مىبايستى خوارزم را نيز ( از خراسان ) جدا كنيم 116 درحالىكه چنين نيست و به اين ترتيب مقدسى مرزى ميان خراسان و ماوراء النهر نمىبيند .